گذشته همواره در تعقیب انسان است.
یادش بخیر. چقدر با این بلگفای خوب و لعنتی خاطره داشتیم. چقدر تو این فضای دوست داشتنی زندگی کردیم و خواندیم و نوشتیم و کیف کردیم.
اونموقع اینستاگرام و تلگرام و این اپلیکیشن های موبایلی نبود. یه فیسبوک بود و یه وبلاگ. بیشتر شاعر ها و نویسنده ها تو همین جا ها فعالیت می کردند. چه دوران پر شکوهی بود. احساس می کنم اون زمان حواشی کمتر بود، زیراب زدن کمتر بود و فضای بین شاعرها و نویسنده ها صمیمی تر بود. رفاقت بیشتر جریان داشت. البته الان که از سال 1398 به گذشته نگاه می کنم این رو میگم. نمی دونم... به هر حال گذشته همیشه یک دروغ شیرینه.
اون زمان، وبلاگ مثل اینستاگرام نبود که هر وقت مطلبی بنویسی خودکار برای بقیه بره و بتونن بخونن. کلی دنگ و فنگ داشت! باید می رفتی وبلاگ بقیه رو باز می کردی، براشون کامنت می ذاشتی و خبر می دادی که بیان بخونن مطلبت رو.
الان دیگه احساس می کنم وبلاگ و وبلاگ نویسی داره تموم میشه، یعنی شده! فکر کنم اگه چند سال به بعد بخوام به بچه م بگم که بابات یه ویلاگ نویس بوده، حتما جوری بهم نگاه میکنه که مردم تو تخت جمشید به آثار باستانی نگاه می کنند! اینجا یه حس شیرین و لذت بخشی بهم میده. با اینکه خیلی کم اینجا می نویسم، اما سعی می کنم هرچند روز یه سری بهش بزنم. ببینم کسی نظری حرفی فحشی چیزی برام نوشته یا نه. اما هر بار که پنل وبلاگ رو باز می کنم، چیزی عایدم نمیشه. همه از اینجا کوچ کردند به اینستاگرام و تلگرام و... . ولی من هنوزم وبلاگ نویسی رو دوست دارم. بازگشت به خویشتن! :))
از چند سال پیش که وبلاگ می نوشتم اتفاقات زیادی برام افتاد. اتفاقات تلخ و اتفاقات خوب. تلخی هاش بیشتر بوده. ولی شاید بین همه ی اینها مهمترین اتفاقی که برام افتاد اینه که به آرزوم رسیدم. من نویسنده شدم بالاخره! این بزرگترین آرزوی من بود و هست و خواهد بود. درسته نویسنده ی مشهور و پرفروشی نشدم، ولی خب برای شروع خوبه دیگه. اندک اندک جمع گردد... :) سه تا کتاب چاپ کردم. سه کتاب با داستان هایی تلخ که بخشی از اون داستان ها، یک جور هایی زیست خودمه. برنامه های زیادی برای آینده ی ادبیم دارم.
خلاصه اینکه دلم بشدت برای نوشتن تو این فضا تنگ شده بود. سعی می کنم از این به بعد بیشتر باشم و بیشتر بنویسم. دوستتون دارم.
راستی اگه خواستین منو تو اینستاگرام پیدا کنین، من اینجام: babak.ebrahimpoor
تا زود، بدرود![]()
بابک ابراهیم پور، 25 ساله، از چالوس پر باران و پر ترافیک.
بابک ابراهیم پور